ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

43

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

گويند : از سوى ديگر محبت پيامبر ( ص ) به ابو طالب چيزى معلوم و مشهور است و اگر ابو طالب كافر مى بود ، محبت نسبت به او براى پيامبر ( ص ) روا نبود ، كه خداوند متعال فرموده است : « هرگز قومى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده‌اند چنان نخواهى يافت كه نسبت به كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى مى كنند دوستى ورزند . . . تا آخر آيه . » گويند : و اين حديثى مشهور و متواتر است كه پيامبر ( ص ) به عقيل فرموده است : « من ترا دو گونه دوست مى دارم ، يكى دوستى خودم نسبت به تو و ديگر دوستى به سبب آنكه پدرت ترا دوست مى داشت . » گويند : خطبهء نكاح مشهورى كه ابو طالب به هنگام ازدواج محمد ( ص ) و خديجه ايراد كرده است چنين است : « سپاس خداوندى را كه ما را از ذريه ابراهيم و نسل اسماعيل قرار داده است و براى ما سرزمينى محترم و خانه‌اى كه بر آن حج مى گزارند معين فرموده است و ما را حاكمان بر مردم قرار داده است . و سپس همانا محمد بن عبد الله برادر زاده‌ام جوانى است كه هيچ جوانمردى از قريش با او سنجيده نمى شود مگر اينكه محمد از لحاظ نيكى و فضيلت و خرد و دور انديشى و انديشه بر او برترى دارد ، هر چند از لحاظ مال تهى دست است . و مال سايهء از ميان رونده و عاريتى است كه باز گرفته مىشود . اينك او را به خديجه دختر خويلد رغبتى است و در خديجه همچنين رغبتى موجود است و هر كابين كه دوست داشته باشيد بر عهدهء من است و به خدا سوگند كه براى محمد از اين پس خبرى شايع و كارى بس بزرگ خواهد بود . » گويند : آيا ابو طالب را چنان مى بينى كه با آنكه از خبر شايع و كار بس گران محمد ( ص ) از پيش آگاه بوده است و خود از خردمندان است باز ممكن است با او ستيز و او را تكذيب كند ، اين كارى نادرست از لحاظ عقلهاست . گويند : و از ابو عبد الله جعفر بن محمد ( ع ) روايت است كه پيامبر ( ص ) فرموده است : اصحاب كهف ايمان خود را پوشيده و كفر را آشكار مى داشتند ، خداوند پاداش ايشان را دو چندان داد ، ابو طالب هم ايمان خويش را پوشيده و كفر را آشكار مى داشت خدايش پاداش او را دو چندان ارزانى خواهد داشت .